فرهنگ آریان‌پور

متقاطع

#۱۷۹٬۳۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

transverse

متقاطع، خط قاطع، (کالبد شکافى) عضله مستعرضه

۲

secant

قاطع، قطع کننده، خط قاطع، متقاطع

۳

traverse

خاکریز یا جان پناه، خط متقاطع، اشکال، مانع حایل، درب تاشو، حجاب حاجز، عبور جاده، مسیر، معبر، پیمودن، طى کردن، گذشتن از، عبور کردن، قطع کردن، عرضى، متقاطع

۴

crossover

چلیپایى، متقاطع، دو رگه، معبر

۵

crisscross

تقاطى، مورب، متقاطع، تقاطع کردن

۶

thwartwise

به طور اریب، به طور متقاطع، اریب، متقاطع

۷

intercepter

بازدارنده، متقاطع