فرهنگ آریان‌پور

متقارن ساختن

#۱۷۹٬۳۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

symmetrize

با هم قرینه کردن، متقارن ساختن، هم آراسته کردن

۲

time

بموقع، بهنگام، بجا، به وقت، بگاه