فرهنگ آریانپور
متفرق کردن
#۱۷۹٬۳۱۲
scatter
پراکنده کردن، پراکنده شدن، متفرق کردن، پراکندن، پخش کردن، از هم جدا کردن، پراکنده و پریشان کردن، افشاندن
disperse
پراکنده کردن، متفرق کردن، متفرق ساختن
dispel
برطرف کردن، دفع کردن، طلسم را باطل کردن
dissipate
پراکندگى کردن، از هم پاشیدن، اسراف کردن