فرهنگ آریان‌پور

متفرق شدن

#۱۷۹٬۳۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

straggle

متفرق شدن، هرزه روئیدن، سرگردان بودن، سرگردان، آواره

۲

scatter

پراکنده کردن، پراکنده شدن، متفرق کردن، پراکندن، پخش کردن، از هم جدا کردن، پراکنده و پریشان کردن، افشاندن