فرهنگ آریان‌پور

متضمن

#۱۷۹٬۱۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

pergnant

آبستن، باردار، حاصلخیز، متضمن، حامله

۲

underlying

در زیر قرار گرفته، اصولى یا اساسى، متضمن