فرهنگ آریان‌پور

متضاد کردن

#۱۷۹٬۱۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

depolarize

از قطب انداختن، بدون قطب کردن، غیر متعادل کردن، متضاد کردن

۲

polarize

قطبش دادن، دوقطبى ساختن، به صورت متضاد در آوردن، متقارن کردن، قطبى کردن