فرهنگ آریان‌پور

متضاد

#۱۷۹٬۱۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

polar

قطبى، وابسته به قطب شمال و جنوب، داراى قطب مغناطیسى یا الکتریکى، متقارن، متقابل، متضاد

۲

antonym

کلمه ى متضاد، ضد و نقیض، متضاد

۳

opposed

ضد، متضاد، مخالف، نقیض، مقابل، رو به رو، مواجه، مخالف یکدیگر

۴

antithetic

پاد گزاره اى، داراى ضد و نقیض، متضاد

۵

antithetical

پاد گزاره اى، داراى ضد و نقیض، متضاد

۶

repugnant

متناقض، مخالف، تنفر انگیز، زننده

۷

inharmonious

(inharmonic =) ـ (معنى مجازى) ناموزون، بى آهنگ