فرهنگ آریان‌پور

متخصص - غیر -

#۱۷۸٬۷۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

lay

(past: lay ; past participle: lain) ـ دروغ گفتن، سخن نادرست گفتن، دروغ، کذب دراز کشیدن، خوابیدن، افتادن، ماندن، واقع شدن، قرار گرفتن، موقتا ماندن، وضع، موقعیت، چگونگى lie

۲

unskilled

(unskillful =) ـ خام دست، غیر متخصص، بى تجربه، بى مهارت

۳

unskillful

(unskilled =) ـ خام دست، غیر متخصص، بى تجربه، بى مهارت