فرهنگ آریانپور
متخصص - غیر -
#۱۷۸٬۷۳۳
lay
(past: lay ; past participle: lain) ـ دروغ گفتن، سخن نادرست گفتن، دروغ، کذب دراز کشیدن، خوابیدن، افتادن، ماندن، واقع شدن، قرار گرفتن، موقتا ماندن، وضع، موقعیت، چگونگى lie
unskilled
(unskillful =) ـ خام دست، غیر متخصص، بى تجربه، بى مهارت
unskillful
(unskilled =) ـ خام دست، غیر متخصص، بى تجربه، بى مهارت