فرهنگ آریان‌پور

متخاصم

#۱۷۸٬۷۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

party

قسمت، بخش، دسته، دسته همفکر، حزب، دسته متشکل، جمعیت، مهمانى، بزم، پارتى، متخاصم، طرفدار، طرف، یارو، مهمانى دادن یا رفتن

۲

hostile

دشمن، خصومت آمیز، متخاصم، ضد

۳

adversary

دشمن، مخالف، رقیب، مدعى، متخاصم، ضد، حریف، مبارز، هم آورد

۴

belligerent

متحارب، متخاصم، جنگجو، داخل درجنگ

۵

militant

ستیزگر، اهل نزاع و کشمکش، جنگ طلب

۶

repugnant

متناقض، مخالف، تنفر انگیز، زننده