فرهنگ آریان‌پور

متخصص

#۱۷۸٬۷۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

specialist

متخصص، ویژه گر، ویژه کار au fait chiropractor

۲

adhoc

(حقوق) متخصص، ویژه امر مخصوصى، ویژه

۳

expert

ویژه گر، ویژه کار، متخصص، کارشناس، ماهر، خبره

۴

proficient

زبردست، چیره، ماهر، حاذق، متخصص

۵

technician

شگردگر، متخصص فنى، ذیفن، کارشناس فنى، اهل فن، کاردان

۶

skilled

چیره دستى، ورزیدگى، تردستى، مهارت، استادى، زبر دستى، هنرمندى، کاردانى، مهارت عملى داشتن، کاردان بودن، فهمیدن skill