فرهنگ آریان‌پور

مبتلا کردن

#۱۷۸٬۲۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

afflict

رنجور کردن، آزردن، پریشان کردن، مبتلا کردن

۲

infect

آلوده کردن، ملوث کردن، گند زده کردن، مبتلا و دچار کردن، عفونى کردن، سرایت کردن