فرهنگ آریانپور
مبتذل کردن
#۱۷۸٬۱۹۵
stale
پر زور و کهنه (مثل آبجو)، (معنى مجازى) کهنه، بیات، مانده، بوى ناگرفته، مبتذل، بیات کردن، تازگى و طراوت چیزى را از بین بردن، مبتذل کردن
hackney
اسب سوارى، درشکه کرایه، اسب کرایبه، مزدور، فعله، فاحشه، مبتذل کردن، زیاد استعمال شده
vulgarize
عوامانه کردن، پست کردن، مبتذل کردن
trivialize
بى اهمیت شدن، بى اهمیت دانستن، مبتذل کردن