واژههای فارسی←مبتلا به استفراغ و به هم خوردگی حال در سفر دریافرهنگ آریانپورمبتلا به استفراغ و به هم خوردگی حال در سفر دریا#۱۷۸٬۲۰۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱seasickدریازده، مبتلا به استفراغ و به هم خوردگى حال در سفر دریاواژههای نزدیک در الفبامبتدامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمبتدیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمبتذلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمبتذل در سبک نویسندگیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمبتذل کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمبتذل نویسیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر