واژههای فارسی←لق و پلقفرهنگ آریانپورلق و پلق#۱۷۴٬۳۰۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱shabbyپست، دون، نخ نما، کهنه، ژنده۲rickety(پزشکى) نرم استخوان، سست، ضعیف، لق، زهوار در رفتهواژههای نزدیک در الفبالقمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلق بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلق کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلق لقمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلق لق کنان رفتن با کندی و صدامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلق لقومشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر