فرهنگ آریان‌پور

لق

#۱۷۴٬۲۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

loppy

لق، شل، ول، شل و آویزان

۲

jiggly

لق، جنبنده، تکان خورده

۳

loose

شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن

۴

wobbly

لرزان، جنبنده، لق

۵

rickety

(پزشکى) نرم استخوان، سست، ضعیف، لق، زهوار در رفته

۶

unsteady

متغیر، بى ثبات کردن، متزلزل کردن، لرزان، لق

۷

wonky

بى ثبات، ضعیف، نحیف، لرزان، سست، افتادنى

۸

rocky

پرصخره، سنگلاخ، سخت، پرصلابت

۹

shaky

لرزنده، لزان، متزلزل، سست، ضعیف

۱۰

tipsy

لول، لول شدن، مست، تلوتلو خور