فرهنگ آریان‌پور

لق‌ کردن

#۱۷۴٬۲۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

loose

شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن

۲

worry

اندیشناکى، اندیشناک کردن یا بودن، نگران کردن، اذیت کردن، بستوه آوردن، اندیشه، نگرانى، اضطراب، دلواپسى

۳

loosen

شل کردن، لینت دادن، نرم کردن، سست کردن، از خشکى در آوردن