فرهنگ آریان‌پور

لرزان بودن

#۱۷۳٬۸۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

shake

(past: shook ; past participle: shaken) ـ ارتعاش، تکان، لرزش، تزلزل، لرز، تکان دادن، جنباندن، آشفتن، لرزیدن

۲

waver

متزلزل شدن، فتور پیدا کردن، دو دل بودن، تردید پیدا کردن، تبصره قانون، نوسان کردن

۳

wobble

(در چرخ) لنگ بودن، جنبیدن، تلوتلو خوردن، و ول خوردن، مردد بودن، مثل لرزانک تکان خوردن، لنگى چرخ، لق بودن