فرهنگ آریان‌پور

لرز

#۱۷۳٬۸۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

ague

تب و لرز، تب نوبه، تب مالاریا

۲

shake

(past: shook ; past participle: shaken) ـ ارتعاش، تکان، لرزش، تزلزل، لرز، تکان دادن، جنباندن، آشفتن، لرزیدن

۳

shiver

لرزه، لرز، ارتعاش، لرزیدن، از سرما لرزیدن، ریزه، تکه، خرد کردن

۴

thrill

هیجان، بهیجان آوردن، به تپش درآوردن، لرز، لرزه

۵

shakes

(past: shook ; past participle: shaken) ـ ارتعاش، تکان، لرزش، تزلزل، لرز، تکان دادن، جنباندن، آشفتن، لرزیدن shake

۶

tremble

لرزیدن، مرتعش شدن، لرز، لرزه، ارتعاش، ترساندن، لرزاندن، مرتعش ساختن، رعشه