فرهنگ آریان‌پور

لرز کردن

#۱۷۳٬۸۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

chill

سرد کردن، خنک شدن، سرما، خنکى، چایمان، مایه دلسردى، ناامید، مایوس

۲

shiver

لرزه، لرز، ارتعاش، لرزیدن، از سرما لرزیدن، ریزه، تکه، خرد کردن