فرهنگ آریان‌پور

انجامیده

#۱۷٬۲۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

complete

کامل، تمام، کامل کردن، انجام دادن، به انجام رساندن

۲

finished

به پایان رسانیدن، تمام کردن، رنگ و روغن زدن، تمام شدن، پرداخت رنگ و روغن، دست کارى تکمیلى، پایان، پرداخت کار

۳

accomplished

انجام دادن، به انجام رساندن، وفا کردن (به)، صورت گرفتن