فرهنگ آریان‌پور

انجامنده

#۱۷٬۲۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

complement

متمم، متمم گرفتن، تعارفات معمولى، (ریاضى) متمم، مکمل، ضمائم، تزیینى، کامل کردن، متمم بودن