فرهنگ آریانپور
گمانه زدن
#۱۷۰٬۶۴۱
dowse
(douse =) ـ پى بردن به وجود آب یا منابع دیگر زیرزمینى به وسیله گمانه، گمانه زدن، میل زدن
sound
صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن
conjecture
گمان، حدس، ظن، تخمین، حدس زدن، گمان بردن