فرهنگ آریانپور
گمان کردن
#۱۷۰٬۶۳۶
wis
پنداشتن، گمان کردن، تصور کردن، فرض کردن
think
(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن
reckon
شمردن، حساب پس دادن، روى چیزى حساب کردن، محسوب داشتن، گمان کردن
suppose
فرض کردن، پنداشتن، فرض کنید، انگاشتن، گمان کردن
suspect
بدگمان شدن از، ظنین بودن از، گمان کردن، شک داشتن، مظنون بودن، مظنون، مورد شک
supposable
انگاشتنى، فرض کردنى، قابل فرض، تصور کردنى، مفروض، فرض کردن، گمان کردن، خیال کردن