فرهنگ آریان‌پور

گمان کردن

#۱۷۰٬۶۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

wis

پنداشتن، گمان کردن، تصور کردن، فرض کردن

۲

think

(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن

۳

reckon

شمردن، حساب پس دادن، روى چیزى حساب کردن، محسوب داشتن، گمان کردن

۴

suppose

فرض کردن، پنداشتن، فرض کنید، انگاشتن، گمان کردن

۵

suspect

بدگمان شدن از، ظنین بودن از، گمان کردن، شک داشتن، مظنون بودن، مظنون، مورد شک

۶

supposable

انگاشتنى، فرض کردنى، قابل فرض، تصور کردنى، مفروض، فرض کردن، گمان کردن، خیال کردن