فرهنگ آریانپور
گمان کردن
#۱۷۰٬۶۳۵
think
(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن
suppose
فرض کردن، پنداشتن، فرض کنید، انگاشتن، گمان کردن
fancy
خیال، وهم، تصور، قوه مخیله، هوس، تجملى، تفننى، علاقه داشتن به، تصور کردن
guess
حدس، گمان، ظن، تخمین، فرض، حدس زدن، تخمین زدن
expect
چشم داشتن، انتظار داشتن، منتظر بودن، حامله بودن
presume
فرض کردن، مسلم دانستن، احتمال کلى دادن، فضولى کردن
imagine
تصور کردن، پنداشتن، فرض کردن، انگاشتن، حدس زدن، تفکر کردن
speculate
اندیشیدن، تفکر کردن، معاملات قمارى کردن، احتکار کردن، سفته بازى کردن