فرهنگ آریان‌پور

گمانه

#۱۷۰٬۶۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bore

سوراخ، سوراخ کردن، گمانه، سنبیدن، سفتن، نقب زدن، خسته کردن، موى دماغ کسى شدن، خسته شدن، منفذ، مته، وسیله سوراخ کردن، کالیبر تفنگ، (مجازى) خسته کننده bore borehole

۲

hypothesis

فرض، فرضیه، قضیه فرضى، نهشته، برانگاشت