فرهنگ آریانپور
انبوهی
#۱۶٬۷۹۳
bushiness
انبوهى، پرپشتى
afflux
ریزش، جریان، انبوهى
density
تراکم، چگالى، غلظت، انبوهى
luxuriance
پرنعمتى، وفور، فراوانى، پربرکتى، شکوه و جلال، فراوان، حاصلخیزى، انبوهى
congestion
ازدحام، انبوهى، تراکم، (پزشکى) جمع شدن خون یا اخلاط، گرفتگى
flocculate
قلنبه، انبوهى، طره، کلاله، کاکل، اجتماع کردن، به صورت رشته هاى انبوه و کرکدار در آوردن، انبوه شدن، لخته شده
mass
انبوه، توده، جرم، مراسم عشاء ربانى، کپه، گروه، جمع، حجم، قسمت عمده، جمع آورى کردن، توده مردم mass overgrowth
thick
کلفت، ستبر، صخیم، غلیظ، سفت، انبوه، گل آلود، تیره، ابرى، گرفته، زیاد، پرپشت
exuberance
فراوانى، بسیارى، وفور، فرط فیض، کثرت
infestation
هجوم