فرهنگ آریان‌پور

انبوهه

#۱۶٬۷۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

cloud

ابر، توده ابر و مه، توده انبوه، تیره و گرفته، ابرى شدن، سایه افکن شدن

۲

passel

دسته، جماعت، گروه کثیر

۳

throng

گروه، جمعیت، ازدحام، هجوم، ازدحام کردن

۴

cluster

خوشه، دسته، گروه، سنبله، دسته کردن، جمع کردن، خوشه کردن

۵

aggregate

جمع شده، متراکم، متراکم ساختن، جمع آمده، (جانور شناسى، گیاه شناسى) به هم پیوسته، انبوه، توده، تراکم، جمع، مجموع، جمع کردن، جمع شدن، توده کردن