فرهنگ آریانپور
انبوهه
#۱۶٬۷۹۱
cloud
ابر، توده ابر و مه، توده انبوه، تیره و گرفته، ابرى شدن، سایه افکن شدن
passel
دسته، جماعت، گروه کثیر
throng
گروه، جمعیت، ازدحام، هجوم، ازدحام کردن
cluster
خوشه، دسته، گروه، سنبله، دسته کردن، جمع کردن، خوشه کردن
aggregate
جمع شده، متراکم، متراکم ساختن، جمع آمده، (جانور شناسى، گیاه شناسى) به هم پیوسته، انبوه، توده، تراکم، جمع، مجموع، جمع کردن، جمع شدن، توده کردن