فرهنگ آریان‌پور

انبوه مردم

#۱۶٬۷۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

mob

انبوه مردم، جمعیت، غوغا، ازدحام کردن

۲

crowd

جمعیت، ازدحام، شلوغى، اجتماع، گروه، ازدحام کردن، چپیدن، با زور و فشار پر کردن، انبوه مردم

۳

hive

کندو، (مجازى) جاى کار و پر قیل و قال، مرکز تجمع، در کندو جمع کردن، اندوختن

۴

host

گروه، ازدحام، دسته، سپاه، میزبان، صاحبخانه، مهمان دار، انگل دار

۵

ruck

(در گویش) توده، کپه، توده خرمن، انبار حبوبات، جمعیت و ازدحام، چین و چروک و تاه، پارچه یا کاغذ باطله، خط، شیار، چمباتمه زدن، توده کردن، مردم عادى

۶

flock

رمه، گله، گروه، جمعیت، دسته پرندگان، به صورت گله و رمه در آمدن، گرد آمدن، جمع شدن، ازدحام کردن

۷

press

فشار دادن، مطبوعات، ماشین فشار، فشار، ازدحام، جمعیت، ماشین چاپ، مطبعه، جراید، وارد آوردن، فشردن زور دادن، ازدحام کردن، اتو زدن، دستگاه پرس، چاپ

۸

rabble

دسته، توده طبقات پست، ازدحام، اراذل و اوباش، با اراذل و اوباش حمله کردن به

۹

throng

گروه، جمعیت، ازدحام، هجوم، ازدحام کردن