فرهنگ آریانپور
انبوه کردن
#۱۶٬۷۸۵
mass
انبوه، توده، جرم، مراسم عشاء ربانى، کپه، گروه، جمع، حجم، قسمت عمده، جمع آورى کردن، توده مردم
accumulate
انباشتن، جمع شده، جمع شونده، اندوختن، روى هم انباشتن
#۱۶٬۷۸۵
انبوه، توده، جرم، مراسم عشاء ربانى، کپه، گروه، جمع، حجم، قسمت عمده، جمع آورى کردن، توده مردم
انباشتن، جمع شده، جمع شونده، اندوختن، روى هم انباشتن