فرهنگ آریان‌پور

کوک کردن ساز

#۱۶۶٬۰۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

tune

میزان کردن، وفق دادن، کوک کردن، آهنگ، لحن، نوا، آهنگ صدا، آواز، لحن تلفظ، کوک کردن یا میزان کردن آلت موسیقى یا رادیو و غیره، رنگ، نغمه

۲

pitch

قیر، پرتاب، ضربت با چوگان، نصب، استقرار، اوج پرواز، اوج، سرازیرى، جاى شیب، پلکان، دانگ صدا، زیروبمى صدا، استوار کردن، خیمه زدن، برپا کردن، نصب کردن، (در بیسبال) توپ را به طرف چوگان زن پرتاب کردن، توپ را زدن، گام، درجه، پرتاب کردن