فرهنگ آریان‌پور

کوک کردن - بی -

#۱۶۶٬۰۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

unwind

(past: unwound ; past participle: unwound) ـ باز کردن، باز کردن از پیچ، کوک چیزى را باز کردن، بى کوک کردن