فرهنگ آریانپور
کوک شده
#۱۶۶٬۰۶۰
wound
زخم، جراحت، جریحه، مجروح کردن، زخم زدن، پیچانده، پیچ خورده، کوک شده، رزوه شده
keyed
جزیره کوچک سنگى یا مرجانى، کلید، راهنما، وسیله راه حل، کلید بستن، کلید کردن، کوک کردن، با آچار بستن key
tuned
بشکه بزرگ، به قدر یک بشکه، آدم یا چیز بشکه مانند، لوله بخارى، لیوان، قدح، دربشکه ریختن