واژههای فارسی←کمین کردن (2)فرهنگ آریانپورکمین کردن (2)#۱۶۳٬۰۹۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱awaitمنتظر بودن، منتظر شدن، انتظار داشتن، ملازم کسى بودن، در کمین (کسى) نشستنواژههای نزدیک در الفباکمیسیون اولیه در داد و ستد سهاممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکمیسیون فرعیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکمینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکمین - تابع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکمین - درحال -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکمین کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر