واژههای فارسی←کف کفشفرهنگ آریانپورکف کفش#۱۶۱٬۱۵۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱soleکف پا، تخت کفش، تخت، زیر، قسمت ته هر چیز، شالوده، تنها، یگانه، منحصربفرد، (بکفش) تخت زدنواژههای نزدیک در الفباکف کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکف کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکف کردن صابونمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکف کردن و حبابک زدن مشروب گازدارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکف کردن و گاز دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکف کردن و گاز دادن نوشابهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر