فرهنگ آریانپور
کف کردن
#۱۶۱٬۱۴۹
foam
کف، جوش و خروش، حباب هاى ریز، کف کردن، کف به دهان آوردن
froth
کف، سرجوش، (مجازى) یاوه، سخن پوچ، کف کردن، بکف آوردن، اظهار کردن، نمایاندن، صدا زدن
spume
کف روى دیگ، کف کردن، کف
churn
به وسیله اسباب گردنده (مثل چرخ) جلو رفتن، با فعالیت فکرى چیزى به وجود آوردن، کره سازى، دائما و شدیدا چیزى را تکان دادن و به هم زدن