فرهنگ آریان‌پور

کف‌ کردن و حبابک زدن مشروب‌ گازدار

#۱۶۱٬۱۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

bubble

حباب، جوشیدن، قلقل زدن، حباب برآوردن، (مجازى) خروشیدن، جوشاندن، گفتن، بیان کردن، آبسوار، (مجازى) اندیشه پوچ