فرهنگ آریان‌پور

قیاس

#۱۵۲٬۸۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

induction

قیاس، قیاس کل از جزء، استنتاج، القاء، ایراد، ذکر، پیش سخن، مقدمه، استقراء

۲

syllogism

قیاس، قیاس منطقى، قضیه منطقى، صغرى و کبرى

۳

analogy

(منطق) قیاس، مقایسه، شباهت، همانندى، (ریاضى) تناسب، توافق

۴

parable

مثال، مثل، تمثیل، قیاس، نمونه، داستان اخلاقى

۵

deduction

کسر، وضع، استنتاج، نتیجه گیرى، استنباط، پى بردن از کل به جزء یا از علت به معلول، قیاس

۶

abduction

عمل ربودن (زن و بچه و غیره)، ربایش، دورشدگى، (پزشکى) دورى از مرکز بدن، قیاسى، قیاس

۷

proportion

تناسب، نسبت، درجه، سهم، قسمت، قیاس، شباهت، مقدار، قرینه، متناسب کردن، متقارن کردن