فرهنگ آریانپور
قی کردن
#۱۵۲٬۸۲۶
spew
قى کردن، فوران کردن (مواد آتشفشانى)، با فشار خارج کردن، بخارج ریختن
vomit
قى کردن، استفراغ کردن، برگرداندن، هراشیدن
eructate
قى کردن، آروغ زدن، باشدت بیرون انداختن
cat
گربه، شلاق زدن، قى کردن، شلاق لنگر برداشتن
retch
اوغ زدن، قى کردن
regurgitate
(پزشکى) برگشتن، برگرداندن، قى کردن
throw up
بلند کردن، کناره گیرى کردن از، قى کردن