فرهنگ آریانپور
قی کردن
#۱۵۲٬۸۲۵
spew
قى کردن، فوران کردن (مواد آتشفشانى)، با فشار خارج کردن، بخارج ریختن
vomit
قى کردن، استفراغ کردن، برگرداندن، هراشیدن
regurgitate
(پزشکى) برگشتن، برگرداندن، قى کردن
puke
استفراغ کردن، قى، استفراغ، بالا آوردن رنگ آبى تیره، آبى سیر
heave
(past: heaved, hove ; past participle: heaved, hove) ـ بلند کردن، کشیدن، بزرگ کردن، جابجا کردن، باد کردن، تقلا کردن
disgorge
استفراغ کردن، خالى کردن، ریختن