فرهنگ آریان‌پور

قریب‌ الوقوع بودن

#۱۵۰٬۸۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

impend

مشرف بودن، آویزان کردن، در شرف وقوع بودن، محتمل الوقوع بودن

۲

imminence

(imminency =) ـ نزدیکى، مشرف بودن، قرابت، وقوع خطر نزدیک