فرهنگ آریان‌پور

قریب‌ الوقوع

#۱۵۰٬۸۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

imminent

قریب الوقوع، حتمى

۲

instant

دم، آن، لحظه، ماه کنونى، مثال، فوراً

۳

pending

در طى، درمدت، تا زمانى که، امر معلق، متکى

۴

impending

مشرف بودن، آویزان کردن، در شرف وقوع بودن، محتمل الوقوع بودن

۵

forthcoming

نزدیک، درشرف، آماده ارائه دادن، آینده