فرهنگ آریان‌پور

قریب

#۱۵۰٬۸۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

near

نزدیک، تقریبا، قریب، صمیمى، نزدیک شدن

۲

nigh

نزدیک، قریب، مجاور، تقریبا، نزدیک شدن

۳

about

در باره، گرداگرد، پیرامون، دور تا دور، در اطراف، نزدیک، قریب، در حدود، در باب، راجع به، در شرف، در صدد، با، نزد، در، بهر سو، تقریبا، بالاتر، (علوم نظامى) فرمان عقب گرد