فرهنگ آریان‌پور

قدم رو کردن

#۱۵۰٬۳۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

pace

گام، قدم، خرامش، شیوه، تندى، سرعت، گام زدن، با گام هاى آهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن، پیمودن، (علوم نظامى) با قدم آهسته رفتن، قدم رو کردن

۲

march

راه پیمایى، قدم رو، قدم بردارى، گام نظامى، موسیقى نظامى یا مارش، سیر، روش، پیشروى، ماه مارس، راه پیمایى کردن، قدم رو کردن، نظامى وار راه رفتن، پیشروى کردن، تاختن بر