فرهنگ آریان‌پور

قدغن‌ کردن

#۱۵۰٬۳۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

ban

قدغن کردن، تحریم کردن، لعن کردن، لعن، حکم تحریم یا تکفیر، اعلان ازدواج در کلیسا

۲

forbid

(past: forbade, forbad ; past participle: forbidden) ـ قدغن کردن، منع کردن، بازداشتن، اجازه ندادن ملعون، مطرود

۳

prohibit

منع کردن، ممنوع کردن، تحریم کردن، نهى

۴

interdict

قدغن، تحریم، منع، جلوگیرى، ممنوعیت، نهى، حکم بازداشت، حکم نهى، حکم ادارى، بازداشتن، محجور کردن، نهى کردن

۵

proscribe

تبعید کردن، ممنوع ساختن، تحریم کردن، نهى کردن، بد دانستن، بازداشتن از