فرهنگ آریان‌پور

قدغن کردن

#۱۵۰٬۳۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

ban

قدغن کردن، تحریم کردن، لعن کردن، لعن، حکم تحریم یا تکفیر، اعلان ازدواج در کلیسا

۲

veto

حق رد، رد، منع، نشانه مخالفت، راى مخالف، رد کردن، قدغن کردن، راى مخالف دادن

۳

forbid

(past: forbade, forbad ; past participle: forbidden) ـ قدغن کردن، منع کردن، بازداشتن، اجازه ندادن ملعون، مطرود