فرهنگ آریان‌پور

قدم

#۱۵۰٬۳۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

foot

پا، قدم، پاچه، دامنه، فوت (مقیاس طول انگلیسى معادل 12 اینچ)، هجاى شعرى، پایکوبى کردن، پازدن، پرداختن مخارج

۲

goer

رونده، پا، قدم، عازم

۳

pace

گام، قدم، خرامش، شیوه، تندى، سرعت، گام زدن، با گام هاى آهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن، پیمودن، (علوم نظامى) با قدم آهسته رفتن، قدم رو کردن

۴

step

گام، قدم، صداى پا، پله، رکاب، پلکان، رتبه، درجه، قدم برداشتن، قدم زدن، مرحله

۵

stride

(past: strode ; past participle: stridden, strode) ـ گام هاى بلند برداشتن، با قدم پیمودن، گشاد گشاد راه رفتن، قدم زدن، قدم، گام، شلنگ زدن

۶

footpace

طرز راه رفتن، گام، قدم، فرش، پاگرد پله ها

۷

footstep

جاى پا، رد پا، جاپا، پى، گام، قدم، گام بردارى

۸

place

جا، محل، مرتبه، قرار دادن، گماردن، جایگاه، میدان، فضا، مکان، در محلى گذاردن، گذاشتن، جاى دادن، وهله، صندلى