فرهنگ آریان‌پور

فلس فلس

#۱۴۷٬۳۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

scaly

فلس مانند، فلس فلس، پولک دار، زبر، ناهموار

۲

imbricate

مثل فلس ماهى روى هم چیدن، نیمه نیمه روى هم گذاشتن، روى هم قرار گرفته، فلس فلس، پولک پولک

۳

flaky

پوسته پوسته، ورقه ورقه، ورقه شونده، فلسى، برفکى