فرهنگ آریان‌پور

فلس

#۱۴۷٬۳۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

squama

فلس، پولک، ساختمان فلس مانند

۲

flake

تکه کوچک (برف و غیره)، ورقه، پوسته، فلس، جرقه، پوسته پوسته شدن، برفک زدن تلویزیون

۳

scale

مقیاس، گام، مقیاس گذاشتن، پیمودن، کفه ترازو، (در جمع) ترازو، وزن، (جانور شناسى) پولک یا پوسته بدن جانور، فلس، هر چیز پله پله، هر چیز مدرج، اعداد روى درجه گرماسنج و غیره، اندازه، معیار، درجه، میزان، مقیاس نقشه، وسیله سنجش، خط مقیاس، تناسب، نسبت، مقیاس کردن، توزین کردن

۴

scutellum

سپرچه، پوشش سپر مانند جانوران، فلس

۵

lamina

(lamin =) ـ ورقه، لایه نازک، پهنک برگ، شاخه پرده اى

۶

lamination

ورقه ورقه شدن، تورق، لایه لایه سازى