فرهنگ آریانپور
فلس
#۱۴۷٬۳۱۶
squama
فلس، پولک، ساختمان فلس مانند
flake
تکه کوچک (برف و غیره)، ورقه، پوسته، فلس، جرقه، پوسته پوسته شدن، برفک زدن تلویزیون
scale
مقیاس، گام، مقیاس گذاشتن، پیمودن، کفه ترازو، (در جمع) ترازو، وزن، (جانور شناسى) پولک یا پوسته بدن جانور، فلس، هر چیز پله پله، هر چیز مدرج، اعداد روى درجه گرماسنج و غیره، اندازه، معیار، درجه، میزان، مقیاس نقشه، وسیله سنجش، خط مقیاس، تناسب، نسبت، مقیاس کردن، توزین کردن
scutellum
سپرچه، پوشش سپر مانند جانوران، فلس
lamina
(lamin =) ـ ورقه، لایه نازک، پهنک برگ، شاخه پرده اى
lamination
ورقه ورقه شدن، تورق، لایه لایه سازى