فرهنگ آریان‌پور

فلس - فلس -

#۱۴۷٬۳۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

scaly

فلس مانند، فلس فلس، پولک دار، زبر، ناهموار

۲

imbricate

مثل فلس ماهى روى هم چیدن، نیمه نیمه روى هم گذاشتن، روى هم قرار گرفته، فلس فلس، پولک پولک