فرهنگ آریانپور
فلس دار
#۱۴۷٬۳۲۱
squamose
فلس دار، پوشیده از فلس یا پولک
leprose
پوسته پوسته، فلس دار، شوره دار، پولک دار
squamous
فلسى، فلس دار، پولک پولک
scutellate
سپر مانند، بیضى، فلس دار، پوشیده از فلس
scaly
فلس مانند، فلس فلس، پولک دار، زبر، ناهموار
scaled
مقیاس، گام، مقیاس گذاشتن، پیمودن، کفه ترازو، (در جمع) ترازو، وزن، (جانور شناسى) پولک یا پوسته بدن جانور، فلس، هر چیز پله پله، هر چیز مدرج، اعداد روى درجه گرماسنج و غیره، اندازه، معیار، درجه، میزان، مقیاس نقشه، وسیله سنجش، خط مقیاس، تناسب، نسبت، مقیاس کردن، توزین کردن scale