فرهنگ آریان‌پور

فلس دار

#۱۴۷٬۳۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

squamose

فلس دار، پوشیده از فلس یا پولک

۲

leprose

پوسته پوسته، فلس دار، شوره دار، پولک دار

۳

squamous

فلسى، فلس دار، پولک پولک

۴

scutellate

سپر مانند، بیضى، فلس دار، پوشیده از فلس

۵

scaly

فلس مانند، فلس فلس، پولک دار، زبر، ناهموار

۶

scaled

مقیاس، گام، مقیاس گذاشتن، پیمودن، کفه ترازو، (در جمع) ترازو، وزن، (جانور شناسى) پولک یا پوسته بدن جانور، فلس، هر چیز پله پله، هر چیز مدرج، اعداد روى درجه گرماسنج و غیره، اندازه، معیار، درجه، میزان، مقیاس نقشه، وسیله سنجش، خط مقیاس، تناسب، نسبت، مقیاس کردن، توزین کردن scale